می هراسم از آن وقت وساعت دیررونده ی کشنده که برمن گذشت وچقدر دلم می خواهد برگردم به آن خوشبختی که داشتم چه سعادت بزرگی که افسوس به یاد خوشی ها دیروز و هراس فردا امروزم را دارم با دست خودم خفه می کنم
من دوباره آن را میخواهم آن روز بارانی را در بیروت و طوفانی شدن مدیترانه و خنده های مامان وبابا من این روزها را نمیخواهم هیچ خواستنی نیستنداگر روزی التهاب روده ام از سرم دست بردارد باید چمدانی ببندم و یک ساز دهنی بردارم و یک ماشین تایپ وسوارهواپیمایی بشوم و دور بشوم ودوربشوم وآنقدردورباید بشوم که چیزی از این روزها با من نماند
برچسب:
نویسنده: مریم طاهری
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 3:12